پروژه تولید موشک
تحت شرایط حادث شده، محمدرضا پهلوی که هیچ باوری به توانائیهای داخلی و نبوغ ایرانیان نداشت و حتی حاضر نبود که کوچکترین فرصتی را به متخصصان لشکری یا کشوری ایرانی بدهد، از دولتمردان اسراییلی خواست که بهطور محرمانه و به دور از نظر آمریکاییها، با ایران یک پروژه مشترک موشک سازی در ایران را آغاز نمایند. این پروژه که اسمش را از نمونهای از موشکهای اسرائیلی بهنام «شکوفه» یا «Pearah» عاریت گرفته بود، برای توسعه برد مفید نسخه جدید سلاحها و موشکهای ضد کشتی گابریل و بکارگیری آنها در محدودة (۱۵۰ تا ۲۰۰ کیلومتر) آغاز گردید.[1]
در همین راستا در ۱۸ ژوئیه ۱۹۷۷ حسن طوفانیان معاون وزیر دفاع ایران، در سفری که به اسرائیل داشت، به دیدار موشه دایان، وزیر جنگ اسرائیل رفت. در این جلسه، طرف ایرانی نگرانی عمیق خود را از توسعه فناوری موشکی هند و پاکستان و بهخصوص عراق ابراز کرد. در ادامه پیرامون ذینفع بودن ایران از توسعه پروژه شکوفه بحث انجام شد و در طی یکسال بعد از این ملاقات، ایران مبلغ ۲۸۰ میلیون دلار حاصل از فروش نفت خود را به این پروژه اختصاص داد. برای پشتیبانی از این پروژه، ایرانیان شروع به ساخت یک سری از تأسیسات در استان کرمان، نزدیکی شهرستان سیرجان که در جنوبشرقی ایران نمودند و یک آزمایشگاه موشکی نیز در نزدیکی رفسنجان دایر کردند.[2]
در اواخر سال ۱۹۷۷، همکاری دو کشور در تلاش برای مونتاژ موشکهای آمریکایی و با تجهیزات ساخته شده توسط اسراییل که توانایی مجهز شدن به کلاهک هستهای را دارا بودند، دیده میشد. ترکیبی از ناوبری موشک آمریکایی و تجهیزات راهبری و مورد مهم آنکه اسراییل مجاز به اشتراکگذاری آن تجهیزات با دیگر کشورها نبود. چنین وانمود و گفته شده بود که اسرائیلیها و ایرانیها بهصورت یکسان، ماهیت و اندازة این طرح را از ایالات متحده آمریکا مخفی نگه داشته بودند. این یکی از بزرگترین دروغهای تاریخی قلمداد میشود چرا که سوای روابط امریکا و اسرائیل در آن برهه زمانی، تمام تیمساران رژیم پهلوی بهفراست و آگاهی میدانستند که اصلیترین عامل رشد آنها در گرو جلب نظر مستشاران امریکائی است. پس چگونه میتوان باور داشت که مطلبی به امریکاییها نگفته باشند!؟
در هرصورت، با شروع انقلاب اسلامی مهندسین اسراییلی و تمام کسانی که با این پروژه همکاری میکردند به اسراییل برگشتند و همة نقشهها و نمودارهای مربوط به این پروژه را در ایران نابود ساخته و هر آنچه که دراختیار خودشان بود را از یک راه محافظت شده دیپلماتیک خارج کردند.[3]
«رونن برگمن» نویسنده اسراییلی در کتاب «سه دهه جنگ با ایران» طی مصاحبه با مقامات ارشد نظامی اسراییل کلاهبرداری اسراییل از ایران را افشا کرد. بر اساس اسناد تراز اولی که در دهههای بعد انتشار یافت، پروژه شکوفه یک کلاهبرداری بزرگ اسراییل از ایران بوده است. برگمن که تحلیلگری برجسته و نویسنده ارشد امور امنیتی اسراییل در روزنامه «یدیعوت اخرونوت» بود مقاله¬ای با عنوان «جنگ پنهان اسرائیل در ایران» منتشر کرد که در اینخصوص با یک مقام بسیار عالیرتبه در وزارت دفاع اسراییل به¬نام «یاکوف شاپیرو» که در جریان این پروژه قرار داشتهاست، گفتگو انجام شده بود. وی مدتی بعد، مجموعه این مطالب را در قالب کتابی تحت عنوان «سه دهه جنگ با ایران» چاپ و منتشر نمود. برگمن، در این گفتگو چگونگی کلاهبرداری اسراییل از شاه و مقامات رژیم سلطنتی را چنین افشا کرد:
«در حالیکه مقامات وقت ایران از این پروژه و به تصور خود پیشبرد آن حتی دور از چشم آمریکا خرسند بودند، اسراییل به دقت آنان را جهت تأمین منافع خود فریب داده بود. بر اساس نقشه اسراییل، ایران در جریان این پروژه برخلاف تصور مقامات عالی ایران تنها به تکنولوژی از رده خارج دست مییافت اما اسراییل خود از سرمایه یک میلیارد دلاری ایران برای ساخت نسل جدید تسلیحات اختصاصی برای خودشان استفاده میکرد. یاکوف شاپیرو، ادامه داده بود که در ایران با ما مانند پادشاهان رفتار میکردند. میزان تجارات ما با آنها بسیار بالا بود. بدون روابط ایران ما پول کافی برای توسعة تسلیحاتی که در حال حاضر در خط اول دفاع دولت اسرائیل هستند را نداشتیم.»[4]
چگونگی نگهداری موشک در ارتش شاهنشاهی
از دیگر موضوعاتی که در ارتباط با سلاحها و تجهیزات خریداری شده در حکومت پهلوی ملحوظ نظر قرار دارد، مسئله نگهداری آنها است. براساس اسناد بهدست آمده، در سال 1354 که وزارت جنگ اقدام به خرید رزم ناو و همچنین تعدادی موشک و اژدر برای استفاده نیروی دریایی نموده بود. بر حسب ظاهر و مستند به اسناد پیوستی، فرماندهی و کارکنان نیروی موصوف و وزارت جنگ، از آموزش و امکان نگهداری موشک و اژدرهای خریداری شده، برخوردار نبودند. برحسب ظاهر، احدی از مقامات نظامی هم به این واقعیت فکر نکردند که آنها توانائی انجام چنین کاری را دارند و ساخت مراکز نگهداری آنها نیازمند زمان طولانی نمیباشد. بههمین دلیل، ارتش شاهنشاهی این تجهیزات را در آمریکا نگهدار مینموده و بابت این اقدام نیز مبالغ هنگفتی در قالب دلار به آنها پرداخت میکرده است.[5]
نکته مهمی در ارتباط با این موضوع قابل طرح میباشد، این واقعیت است که: «موضوع ساخت یا مهندسی معکوس از موشک یا اژدر توسط صنایع نظامی رژیم پهلوی مطرح نبوده، بلکه صرفاً مسئله ساخت محلی برای انبار و نگهداری آنها مورد نظر بوده است.»
منابع :
[3]. Bahgat, Gawdat” Iran’s Ballistic-Missile and Space Program: An Assessment”. Middle East Policy.
[4]. رجوع شود به منابع شماره 1 و 2.
[5]. ضمیمه شماره 1: انبار نمودن و نگهداری موشک و اژدر در آمریکا.
[1]. http://www.militarynews.ir. آیزنهاور در دوران تبلیغات انتخاباتی اعلام کرده بود دکترین سیاست خارجیاش بر مقابله همه جانبه با شوروی و کمونیسم، ممانعت از نفوذ کمونیسم و بسط نفوذ آمریکا بهویژه در کشورهای همجوار شوروی خواهد بود. این شعار مورد استقبال دولت انگلیس قرار گرفت چرا که آنها نتوانسته بود در ماجرای ملی شدن صنعت نفت دولت وقت آمریکا را به مداخله در ایران وادار کند و اکنون با بزرگنمایی خطر کمونیسم میتوانستند واشنگتن را وارد عمل کنند. چرچیل نخست وزیر وقت انگلستان از این مصاحبه آیزنهاور استفاده کرد، به واشنگتن رفت و آیزنهاور را متقاعد نمود تا در براندازی حکومت دکتر مصدق کمک کند و چند ماه بعد ماجرای 28 مرداد روی داد.
موسسه مطالعات سیاسی تاریخ معاصر ایران

